تبليغاتX
گروه فرهنگی هنری مهروماه
معرفی هنرمندان جوان در کنار اساتید هنر ایران زمین
شاید نام صنعت انیمیشن هند در کشور ما چندان برای علاقه مندان به این صنعت ( و البته هنر ) آشنا نباشد. اما واقعیت این است که شبه قاره هند این روزها با شتاب بسیا زیاد به سوی تبدیل شدن به یک قطب انیمیشن پیش می رود.همانطور که همگی نیک می دانیم هندوستان کشوری است که یک ثروت عظیم را داراست: " نیروی کار فراوان " و علاقه مند که با مدیریت قوی می توان این سرمایه بزرگ را به سمت و سویی مثبت و کارساز هدایت نمود و در آن به کار گرفت.به همین دلیل است که غولهای برنامه ساز خارجی مثل شرکت های " دیزنی " و " ایماکس " و حتی " سونی " بطور روز افزون از نیروهای بالقوه کشور هند بهره می گیرند.این بهره گیری از یک سو به خاطر نیروی ارزان و هزینه های پایین تولید برنامه در این کشور است و از طرفی دیگر به خاطر جذاب بودن المانها و اساطیر و زیبایی شناسی خاص هنذی می باشد. به طوری که کمپانی های بزرگ یاد شده از شخصیتهای کارتونی و جلوه های ویژه هندوستان بسیار الهام می گیرند.حال شایداین سوال در ذهن ما مطرح شود که چرا بین گشور های منطقه خاورمیانه این کشور بیش از دیگران حاوی این چنین پیشرفت عظیمی بوده است؟ در پاسخ می توان گفت کشور هندوستان به دلیل سلطه چندین و چند ساله انگلیس در کنار تمامی سختی ها و ظلم و ستم هایی که از این کشور به خود دیده یک نتیجه مثبت را نیز دریافت نموده است و این نتیجه مثبت همانا رایج شدن زبان انگلیسی ( زبان بین المللی ) در بین مردمان این کشور است. ما حصل چنین نتیجه مثبتی رابطه آسان تر و در سطح بسیار کلان تر با دنیای غرب و یا بهتر بگییم دنیای تکنولوژی برتر است. چیزی که برای نمایندگان یک شرکت بزرگ و نامدار مثل " دیزنی " که برای مذاکره به یکی از کشورهای در حال توسعه وارد می شود بسیا حائز اهمیت است این است که بتواند به آسانی هر چه بیشتر با این کشورها ارتباط برقرار نموه و مقاصد خود و اهدافی که از سرمایه گذاری در آن سرزمین دارد را با نیروی کار طرف قرارداد خود در میان گذاشته و در کمترین زمان به توافق و تفاهم برسند و در این میان عنصر زمان " زبان " یکی از نقشهای  اساسی را ایفا کی کند. در ضمن این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که هندی ها از مستعد ترین و سخت کوش ترین اقوام جهان هستند و در نتیجه در اثر اوقات اگر مدیریتی قوی بر آنان حاکم شود نتیجه کار رضایت بخش خواهد بود.( ادامه دارد)

                         

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 11:50  توسط سید محمد طاهری | 
کمانچه (سو لو)
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 17:8  توسط سید محمد طاهری | 
سلطه كارتونى
بر شخصيت هاى زنده
مترجم: شيلا ساسانى نيا

در ژاپن فيلم هاى انيميشن پادشاهى مى كنند. بيش از يك دهه است كه انيميشن ها در صدر جدول فيلم هاى پرفروش اين كشور نشسته اند و روزبه روز بر محبوبيت اين ژانر نه تنها در ميان چشم بادامى ها، بلكه در غرب هم افزوده مى شود. بى اغراق نيست بگوييم «انيميشن» كه برخى ها آن را به «ژاپنيميشن» تعبير كرده اند، يكى از مهمترين محصولات صادراتى اين كشور در حوزه فرهنگ به اروپا و آمريكا و حتى ديگر كشورهاى آسيايى در سال هاى اخير بوده است. وقتى يك شخصيت انيميشنى در اين كشور محبوب و پرطرفدار مى شود موجى از تهيه كننده هاى خارجى براى خريد امتياز نمايش آن انيميشن و محصولات تابع آن هجوم مى آورند و اين چنين است كه ژاپنى ها بازار انيميشن سازى را به تصرف خود درآورده اند. در اسپانيا به طور متوسط پخش انيميشن از شبكه هاى تلويزيونى ۲۲ ساعت در هفته است كه بيش از نيمى از اين انيميشن ها ژاپنى هستند. هر كودك اسپانيانى كاملاً با شخصيت هاى محبوب انيميشن ژاپن همچون دكتر اسلامپ، دراگون بال زد، هيدى، ماجى نگازى و... آشناست. جالب آن كه حتى نيمى از كتاب هاى كميك در اين كشور به زبان ژاپنى هستند. چنين آمار كم وبيش مشابهى در ساير كشورهاى اروپايى و حتى آمريكا نيز ديده مى شود.
275256.jpg
اگرچه از انيميشن هاى ژاپنى بخاطر خشونت محورى شان انتقاد مى شود، اما در ژاپن كمتر از انيميشن هاى پرخشونت استقبال مى شود. دورمون، گربه روباتى كه متعلق به قرن بيست ودوم است يكى از محبوب ترين شخصيت هاى انيميشن در ژاپن است. حتى كميك هاى دورمون در بيش از بيست كشور دنيا همچون برزيل، چين، هند، روسيه، تايلند، اسپانيا و هنگ كنگ پرفروش اند. بسيارى از صاحبنظران و كارشناسان انيميشن سازى محبوبيت و شهرت انيميشن هاى ژاپنى را بخاطر كيفيت و در عين حال كثرت توليد آنها مى دانند. صاحبنظرى مى گويد:  «انيميشن ژاپنى خيلى بهتر از كارتون هاى آمريكايى هستند و در بازار جهانى هم در دسترس ترند». منتقد سينمايى سارائوسائو نيز مى گويد: «فكر مى كنم فيلم هاى بلند انيميشن ژاپنى به راحتى با آثار فيلمسازان بزرگ همچون كوروساوا و كوزو قابل مقايسه اند» و در اين ميان انيماتورى كه انيميشن هايش اغلب با فيلم هاى بزرگ مقايسه مى شود كسى نيست جز «هايائو ميازاكى».
***
بيش از بيست سال است انيماتور معروف ژاپنى «هايائو ميازاكى» و كسى كه به «والت ديزنى» ژاپن مشهور است به ساختن فيلم هاى انيميشنى مشغول بوده كه قدرت تخيل و ظرافت تصويرى آنها فراتر از فيلم هايى است كه صرفاً با كمك جلوه هاى تصويرى رايانه اى بر پرده نقره اى جان گرفته اند. ارواح سرگردان، ماشين هاى پرنده، گربه هاى اتوبوس و راكون هاى چغدنمايى كه به «توتوروس» معروفند ساخته و پرداخته ذهن بديع اوست. ميازاكى، هنرمند متعهد و پرمشغله اى كه به همه كار از فيلمنامه نويسى تا اصلاح دستى بسيارى از فريم هاى نهايى فيلم هايش مى پردازد، تلفيقى از نبوغ والت ديزنى، استيون اسپيلبرگ و اورسون ولز است كه دنياى پيچيده و در عين حال كودكانه فيلم هايش فضاى مجازى داستان هاى «روالددال» را بر ذهن متبادر مى كند. ميازاكى اگرچه بنيانگذار در انيميشن ژاپن نبود اما درحال حاضر مطرح ترين نام درعرصه انيميشن سازى اين كشور است. غول انيميشن ژاپن هنرمندى به نام اسامو تزوكا، خالق شخصيت هاى نمادينى همچون «پرآسترو» (Astro Boy) بود. ترفكا بود كه شخصيت هاى انيميشن «چشم درشت» ژاپنى با آن موهاى سيخ سيخى كه براى مقابله با يك روبات عظيم الجثه اسلحه به دست مى گيرند، را به دنياى سينما معرفى كرد. با اين حال اين نام ميازاكى و شركت انيميشن سازى او «استوديو گيبلى (Studio Ghibli) است كه امروزه مترادف انيميشن ژاپن شده. جاناتان كلمنتس، يكى از نويسندگان دايرة المعارف انيميشن درباره او مى گويد: «ميازاكى يك داستان گوى فوق العاده خلاق است كه با انيميشن سازى راه خود را براى روايت قصه هايى كه دوست دارد يافته است و همين او را در زمره يكى از بهترين نويسندگان ـ كارگردانان جهانى قرار داده است».
«پرنس مونونوكه» يكى از موفق ترين انيميشن هاى ميازاكى افسانه اى است كه در ژاپن دوردست اتفاق مى افتد و تا سال ۱۹۹۷ كه فيلم تايتانيك به بازار سينماى اين كشور آمد، پرفروش ترين فيلم ژاپن بود. هرچند ميازاكى مجدداً در سال ۲۰۰۱ با فيلم انيميشن «Spirited away» كه اسكار گرفت به صدرنشينى خود بر ساير فيلم ها و رقبا دست يافت. انيميشن او داستان كودكى ۱۰ ساله است كه تلاش مى كند والدينش را از طلسمى كه آنها را به شكل خوك درآورده رهايى بخشد. همچون ساخته پيشين ميازاكى اين فيلم انيميشن نيز يادآور اهميت اعتماد به خويشتن، فداكارى و گذشت و چالش هاى بلوغ است. يكى از تهيه كننده هاى استوديو گيبلى درباره اين موضوع هاى كليدى مى گويد: «فيلم هاى ما حاصل تفكر و تأمل عميق درباره مسائلى است كه بايد به كودكان و نسل فردا آموزش داده شوند».
با اين حال ميازاكى با لحنى ندامت بار مى گويد: «همين كه سن تان از پنجاه گذشت اعتماد به نفس تان خيلى زياد مى شود. آن موقع است كه بيشتر از روى تجربه حرف مى زنيد تا آن كه بخواهيد توجيهى منطقى براى همه چيز داشته باشيد».
اما «هايائو ميازاكى» شهرتش را مديون همين توجيه و تفكر منطقى است. در حالى كه ديگر انيماتورها با خشونت و جنگ بازارگرمى كنند، ميازاكى در پى به تصوير كشيدن زيبايى و انسانيت است و اين كار را با ابرقهرمانانى انجام مى دهد كه در دنياى انيميشن تن به نبردهاى خونينى مى دهند تا هيولاها را از تخريب جهان بازدارند.
ميازاكى معتقد است: «اگر مردم فيلم ها ما را ببينند و احساس خوشحالى و رضايت كنند، آن موقع است كه واقعاً زنده هستند و اين پاداش ما است».
هايائو جوان:
روان شناسان مى گويند شخصيت يك فرد تا سه سالگى شكل مى گيرد. شايد به همين خاطر است كه طراحى هاى خط خطى ميازاكى جوان همواره هواپيما بوده اند و در انيميشن هاى او در بزرگسالى هميشه ردى از اين پرنده آهنين بال ديده مى شود. پدر ميازاكى صاحب يك شركت هواپيمايى بود و در سال ۱۹۴۱ يعنى روزهاى كودكى هايائو ميازاكى موتور غرشگر اين هواپيماها لالايى شبانه تخيلات بچگانه او بود. ديرى نگذشت كه «جنگ» خاطره خوش آن روزهاى بى تكلف كودكى را از ذهن او زدود. او مى گويد: «خيلى چيزها را فراموش كرده ام، خودم را مجبور به فراموش كردن آنها كردم. خاطرات ناخوشايند و دردناكى دارم كه نمى خواهم آنها را به ياد بياورم. تا مدت ها آنها مثل خارى در ضمير ناخودآگاهم بودند».
جنگ همچنين مادر هايائو را به زنى بدبين به دنيا كه فلسفه اش اين بود كه: «تلاش هاى بشرى نمى توانند باعث وبانى خير و خوبى شوند»، تبديل كرد. وقتى هايائو   به  چهارم دبستان پاگذاشت. آنچنان بيمار و بسترى شده بود كه زندگى بر هايائو سخت مى گذشت با اين حال هميشه در انيميشن هايش ردى از آن مهر مادرى و شخصيت هاى مادرانه ديده مى شوند.
رقابت خواهر و برادرى هم بى شك در سرنوشت هايائو و ورود او به دنياى انيميشن بى تأثير نبوده است. ميازاكى تعريف مى كند: «پسر دوم خانواده بودم. برادر بزرگم آدم اهل شرى بود. عضو تيم راگبى بود و از همان كودكى فهميدم كه نمى توانستم و نمى خواستم مثل او باشم. به همين دليل به نقاشى كشيدن و خواندن كتاب در خلوت خودم روى مى آوردم.
نقطه عطف زندگى ميازاكى در سال ۱۹۵۸ بود. وقتى كه او به ديدن نخستين فيلم انيميشن رنگى كه ژاپن ساخته بود به نام «افسانه مارسپيد» (Byakujaden) رفت. با ديدن اين فيلم ميازاكى تصميم گرفت انيماتور شود. او مى گويد: «هيچوقت از كتاب هاى كميك خوشم نمى آمد و نخواستم آنها را بخوانم. وقتى دبيرستانى بودم تصميم گرفتم انيماتور شوم و از آن پس هر كارى كه كردم با نوعى جهت گيرى آگاهانه به سوى شغل آينده ام بود. حتى تصميم گرفتم دانشگاهى را براى ادامه تحصيل انتخاب كنم كه فشار درسى كمترى به من وارد كنم تا بتوانم بيشتر وقتم را به كشيدن شخصيت هاى كارتونى سپرى كنم». ميازاكى فارغ التحصيل دانشكده اقتصاد از دانشگاه گاكوشين است. پس از فارغ التحصيل شدن در سال ۱۹۶۳ او به استخدام يك شركت انيميشن سازى وابسته به كمپانى فيلمسازى «توئى» درآمد و از همانجا بود كه با ايده هاى نوآورانه خود در عرصه كارتون سازى پله هاى موفقيت را يكى پس از ديگرى پيمود. با اين حال در همان جا هم تقريباً ده سالى به طول انجاميد تا توانست اسم و رسمى براى خود پيدا كند. او بعدها به همراه دوستش «ايزائو تاكاهاتا» به يك كمپانى فيلمسازى ديگر به نام «زويو» پيوستند كه اين كمپانى نسخه انيميشن فيلم هايدى در سال ۱۹۷۳ را ساخت كه اين روزها كارتون مورد علاقه بسيارى از كودكان است.
كم كم مردم و اهالى خود سينما به استعداد ميازاكى دوستش تاكاهاتا پى بردند و در كمتر از يك دهه بعد آنها به سرشناس ترين چهره هاى دنياى انيميشن سازى تبديل شدند.
نقطه آغاز:
همه چيز از نشريه ماهانه اى به نام «انيماژ» كه تلفيقى از «animation» (انيميشن) و «Image» (تصوير) بود آغاز شد. شركت فيلمسازى توكوما سرمايه مالى لازم براى ساخت يك فيلم بلند انيميشن را نداشت در نتيجه از مايازاكى خواست تا در يكى از نشريات انيميشن هايى را بصورت سريال چاپ كند. ماه ها بعد اين انيميشن هاى سريالى در يك كتاب چاپ شد كه بيش از ۵۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت.
بالاخره در سال ۱۹۸۳ سرمايه لازم براى ساخت نخستين فيلم بلند انيميشن مايازاكى با نام «Nausia of windy vally» فراهم شد كه از قضا به موفقيت و فروش فراوانى هم دست يافت. مايازاكى تعريف مى كند: «وقتى اين فيلم را ساختم خيلى تحت تأثير فلسفه داروين بودم. به اين كه چطور نسل دايناسورها منقرض شد خيلى فكر كردم و حس كردم صنعتى شدن درآستانه كشتن همه ما بود». فيلم «Nausica» ديدگاه مايازاكى به آينده بود. ماجراى اين فيلم هزار سال پس از وقوع يك هالوكاست هسته اى رخ مى داد و خود فيلم نابودى نسل شهر را به تصوير مى كشيد.
مايازاكى تغييرناپذير:
انيميشن «Nausica» نخستين موفقيت بزرگ سينمايى براى ميازاكى بود اما او از آن زمان تاكنون يا حداقل از بيست سال پيش تا به امروز خط مشى كارى خود را تغيير نداده و حتى عقايد و اسلوب كار او دست نخورده باقى مانده است. او توضيح مى دهد: «وقتى تصميم گرفتم انيماتور شوم با خودم عهد كردم كه از هيچ كس تقليد نكنم و هميشه كار اوريژينال انجام دهم. به عنوان مثال نسل انيماتورهاى ديسنى هميشه سعى كرده اند شخصيت هاى كارتونى خود را تپل مپل جلوه دهند. آنها از رنگ هاى گرم و اصلى استفاده مى كنند. من خيلى روى خطوط كار كردم. شخصيت هاى كارتونى من ممكن است سه بعدى نباشند اما خطوط ظاهرى آنها خيلى زنده هستند. همچنين رنگ ها ملايم ترند. مايازاكى لحظه اى تأمل مى كند و ادامه مى دهد: «شايد نقاشى مثل نويسندگى باشد. همين كه كارتان تمام مى شود تازه متوجه شباهت هايى ميان آن و آنچه ديگران قبلاً انجام داده اند مى شويد». با اين حال او از ابزار موضع خود در عرصه انيميشن سازى ترديدى به دل راه نمى دهد.
«نيازى ديده مى شود... يك جور تقاضاى جهانى و روزافزون. در دنيا و خود ژاپن خيلى ها هستند كه حاضرند پول خوبى براى «سرگرمى» بپردازند. ما شيرين هاى بصرى مى سازيم. چيزى كه به ذائقه مردم خوشايند باشد و تنها چيزهايى را مى سازيم كه فكر مى كنيم جالب ترند». مايازاكى فيلم هايش را براى مخاطبان ژاپنى مى سازد. او هميشه گفته است: «اگر در ژاپن موفق شويم همين هم براى ما كافى است. دنيا بازار ما نيست».
275307.jpg
گيبلى
ساخت يك فيلم انيميشن نيازمند ۸۰ هزار نقاشى دستى است. كمپانى فيلمسازى مايازاكى با نام «شركت انيميشن سازى گيبلى» امروزه يكى از معتبرترين كمپانى هاى فيلمسازى ژاپن است كه كارمندان بسيار دارد. بيشتر آنها هنرمندند و به گفته ميازاكى رمز موفقيت كمپانى او توجه كارمندانش به جزئيات و ايده هاى جذابى است كه در قالب داستان دارند. او مى گويد: «مردم مى فهمند آنها يك فيلم انيميشن خوب را از كارهاى سطحى تشخيص مى دهند. ما هم به اين حقيقت واقفيم و به هيمن خاطر است كه وقت و حوصله فراوانى در كارمان به خرج مى دهيم. من هميشه به كارمندانم مى گويم كه ما بايد به دنبال بالاترين ريسك ها و كيفيت كار باشيم تا سرمايه گذاران مجدداً به سراغ ما بيايند. اين روزها بيشتر كمپانى هاى انيميشن سازى در ژاپن بخشى يا مراحلى از كار توليد خود را در كره، چين و حتى اندونزى انجام مى دهند و باوجود مقاومت صنعت انيميشن سازى اين كشور در برابر مشكلات از جمله بودجه مالى لازم براى ساخت آنها بسيارى از شركت هاى كوچك انيميشن سازى در ژاپن در آستانه تعطيلى هستند. ميازاكى مى گويد: « درست نيست كه هنرمندان ژاپنى كارشان را به آن سوى آب ها ببرند و باز درست نيست كه هنرمندان آن سوى آب ها از ژاپنى ها بخواهند كارهاى تكرارى اى انجام دهند كه خلاقيتى در آنها نيست.» ميازاكى تلاش مى كند تا در كمپانى «گيبلى» فضاى كارى دلچسبى ايجاد كند. او مى گويد: «هميشه براى كارمندان جديد نطقى هميشگى دارم. به آنها مى گويم نگران دوست داشتن شركت نباشند. ما از آنها اين را نمى خواهيم. به آنها مى گويم كارشان را دوست داشته باشند، خودشان را دوست داشته باشند. سه چهار سالى اين جا كار مى كنند و بعد به سراغ كارهيجان انگيز ترى بروند.»
ميازاكى همچنين به ساخت دنباله هايى بر يك اثر پر فروش كارتونى اعتقادى ندارد: «اگر با همان گروهى كار كند كه فيلم اورژينال را ساخته اند كار بدتر مى شود. ما هميشه مى خواهيم در كارمان پيشرفت كنيم از همين رو به دنبال طرح هاى جديد هستيم. كار ما يعنى انيميشن سازى روزبه روز دشوارتر مى شود و بايد دائم رو به جلو حركت كنيم و گرنه بقايمان به خطر خواهد افتاد او در حالى كه هزينه ساخت پائين انيميشن هاى تلويزيونى را علت اصلى گرايش او به تلويزيون مى داند اما اعتراف مى كند كه هيچ وقت علاقه خاصى به تلويزيون نداشته.
-  «فكر نمى كنم پدرها بايد به بچه ها حداقل تا سن خاصى اجازه تماشاى تلويزيون را بدهند. تلويزيون هيجان زندگى را از آنها مى ربايد. فيلم هاى كودكانه معمولاً مرزى ميان واقعيت و تخيل قائل نمى شوند و اين مى تواند خطرناك باشد و در جمع بزرگسالان مى توانيد بگوييد: اين دنيا ارزش زندگى كردن را ندارد». اما نبايد اين حرف را به بچه ها بزنيد. بايد به آنها بگوييد: «از زندگى خود تا مى توانيد لذت ببريد. رسالت ما اين است كه فيلم هايى بسازيم كه همه بتوانند تماشا كنند و پس از ديدن فيلم ها نگاه تازه ترى به همه چيز داشته باشند. شايد حس كنند همسرشان زيباتر شده يا گل ها خوشرنگ تر شده اند». او پس از مكثى كوتاه مى افزايد: «فكر مى كنم مهم ساختن چيزى است كه در وهله اول خودتان از آن لذت ببريد.»
اقتصاد ميازاكى:
اين هنرمند اقتصاد پشت پرده فيلم هاى انيميشن خود را تشريح مى كند:
«هزينه توليد فيلم هاى انيميشن بسيار بالا و سرسام آور است. وقتى فيلمتان آماده پخش و تبليغ مى شود يعنى آن كه از شروع كار تا آن مرحله چيزى در حدود ۱‎/۱ تا ۱‎/۲ ميليارد ين خرج آن كرده ايد. پس طبيعى است كه دعا مى كنيد فيلمتان با سر به زمين نخورد. كافى است دو سه بار زمين بخوريد و آن موقع حتماً خواهيد مرد.»
سينما ها تنها منبع درآمد براى سازندگان فيلم هاى انيميشن نيستند. واگذارى امتياز پخش آنها به شبكه هاى تلويزيونى ما فروش ويديويى و از طريق رسانه هاى خانگى نيز درآمدهاى ديگرى را به ارمغان مى آورند. براى بسيارى از انيميشن سازان يك منبع خوب ديگر درآمد فروش كالاها و خدمات مرتبط با شخصيت هاى كارتونى است. اين روز ها شخصيت هاى كارتونى حتى از خود فيلم ها هم مشهورتر و سودآورتر مى شوند. مايازاكى مى گويد: «ترجيح مى دهيم مردم پولشان را صرف تماشاى انيميشن ها كنند تا آن را براى خريد كالايى مرتبط با آن فيلم بپردازند. دوست ندارم فيلم هايى را به كالاهاى تجارى تبديل كنم.» شايد از همين روست كه باوجود تقاضاى جهانى براى انيميشن ژاپن فيلم هاى ميازاكى حال و روز بهترى در خارج ندارند. او توضيح مى دهد: «ما هنوز يك بازار بين  المللى ندارم. آمريكا را براى مثال در نظر بگيريد. اين كشور در همه جنبه ها امپرياليستى عمل مى كند. هاليوود فيلم هاى خود را به قيمت هاى سرسام آورى به ژاپن مى فروشد اما وقتى شرايط مشابهى را براى فيلم هاى خودمان از آنها مطالبه مى كنيم به ما برچسب ديوانه مى زنند. آنها امتياز كل فيلم را براى رقم ناچيز مى خواهند. اين آن رقمى است كه آنها براى هرچيزى كه از ژاپن به كشور آنها صادر مى شود مى خواهند و ما حاضر نيستيم كوتاه بياييم. به همين خاطر است كه فيلم هاى ما به آمريكا نمى روند.» برخى ها معتقدند قيمت پائين انيميشن هاى ژاپنى حسن و علت محبوبيت جهانى آنها است. قيمت اين انيميشن ها يك سوم انيميشن هاى آمريكايى است. ميازاكى مى گويد: «انيماتورهاى آمريكايى با ماهيت كار ما آشنا هستند. آنها به ديدن ما مى آيند و هميشه به آزادى عمل و خلاقيت ما رشك مى برند. كارگردانان آمريكايى هميشه بايد با تهيه كننده ها سروكله بزنند و آزادى عمل ما را ندارند.
فلسفه ميازاكى
فيلم انيميشن «Nausica» به عنوان نخستين تجربه انيميشن سازى ميازاكى اثرى فيلسوفانه و عميق بود. او مى گويد: «وقتى اين فيلم را ساختيم احساس مى كردم بشريت مى تواند يك آرمانشهر بسازد به شرط آن كه منطق گرا باشد. آن موقع حس مى كردم پايان دنيانزديك شده. گونه هاى جانورى در حال انقراض هستند و جلوى صنعتى شدن را بايد گرفت. پخش سيزده ساله «Nausica» از تلويزيون در زمانه اى انجام گرفت كه دنيا در حال تغيير و تحول بود، كمونيسم از هم پاشيده شد. جنگ خليج فارس تلفات بسيارى به جا گذاشت. يوگوسلاوى متلاشى شد و ....
در طول همه اين سال ها فلسفه انيميشن سازى ميازاكى نيز دستخوش تغييراتى شده است. او اين روزها ديدگاه «ميانه رو» ترى به زندگى دارد. زندگى همچون آب روان پيش مى رود.
او مى گويد: «فيلم Nausica را وقتى شروع كرديم كه همه چيز تعريف خاصى داشت. خوبى خوبى بود و بدى بدى. در Nausica همه چيز تاريك و روشن بود. مردم در وجود خود حامل روشنى و تاريكى هستند. در دهه ۸۰ مردم آن را تا حدودى در خود داشتند. دهه ۹۰ بدتر شد و حال آموخته ايم كه ديگر هيچ چيز قابل پيش بينى نيست و بايد روز به روز زندگى كنيم. كودكان ما در دنيايى كه اعتياد و ايدز در آن غوغا مى كنند به دنيا مى آيند. و حتى اگر جمعيت دنيا به مرز انفجار برسد هنوز هم زنده ايم. بله زنده! اما دائم داريم اشتباهات گذشته خود را تكرار مى كنيم. مردم نبايد آنقدر خود خواه باشند. ما بايد بفهميم كه انسان نيز در كنار ساير موجودات ساكنان اين زمين است. اگر مى خواهيم بشر هزار سال ديگر زندگى كند بايد محيط و شرايط زيستى لازم براى آن را از همين حالا فراهم كنيم. ما مى خواهيم زيبايى چيزهاى ساده و بديهى را به مردم نشان دهيم. زيبايى علف ها و حشرات را. فيلم هاى ما اگر حامل پيامى باشند اين پيام يك آگاهى و بينش دوباره بصرى است.»
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:30  توسط سید محمد طاهری | 
استاد پرویز یاحقی استاد بی بدیل موسیقی ایران در عین غربت و بی کسی چند روز قبل در تنهایی درگذشت.

این هنرمند نابغه و نوازنده چیره دست ساز ویولن و آهنگساز توانا پس از عمری هنر آفرینی و خدمت به فرهنگ اصیل و غنی ایرانی در تنهایی جان سپرد و پس از دو روز از مرگ جانسوزش توسط شاگردانش دریافته شده و به خاک سپرده شد.

چه آسان نوابغ خود را از کف می دهیم........

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 11:18  توسط سید محمد طاهری | 

ژان بقوسيان

اشاره:

يكي از مهم‌ترين عوامل در ساخت انيميشن و بازي، طراحي مدل شخصيت‌ها است. ساخت يك شخصيت كه مي تواند انسان يا هر نوع موجود زنده قابل تصور باشد، كاري بسيار دقيق و حساس است و مدل‌هاي سه بعدي بايد طوري طراحي شوند كه قادر به انجام انواع حركت‌هاي طبيعي باشند.

يكي از مهم‌ترين عوامل در ساخت انيميشن و بازي، طراحي مدل شخصيت‌ها است. ساخت يك شخصيت كه مي تواند انسان يا هر نوع موجود زنده قابل تصور باشد، كاري بسيار دقيق و حساس است و مدل‌هاي سه بعدي بايد طوري طراحي شوند كه قادر به انجام انواع حركت‌هاي طبيعي باشند.

اين نرم‌افزار مخصوص اين كار ساخته شده است و با آن مي‌توانيد شخصيت‌هاي كارتوني را با موتور رندر بسيار حرفه‌اي رندر كنيد. به طوري كه نتايج كاملاً واقعي به نظر برسند. شخصيت‌هاي ساخته شده علاوه بر كاربردهاي فوق مي‌توانند در معماري و حتي پزشكي استفاده شوند. در نگارش هفتم، تجربيات ده ساله جمع شده‌اند تا نتايجي با كيفيت بسيار بالا و حرفه‌اي ارائه دهند.

مثلاً از الگوريتم‌هاي پيچيده‌اي استفاده شده است تا حركات دهان و اجزاي صورت شخصيت ساخته‌‌شده كاملاً با حرف‌هايي كه مي‌زند، هماهنگ باشد. نورپردازي حرفه‌اي اين نرم‌افزار باعث مي‌شود سايه نورها، سايه‌ها و انعكاس آن‌ها كاملاً طبيعي به نظر برسند. امكانات متحرك‌سازي باعث ايجاد حركات طبيعي مانند دويدن مي‌شوند. موها و لباس‌هاي شخصيت‌ها با حركات مختلف تغيير وضعيت مي‌دهند. مثلاً در هنگام دويدن موها به طور طبيعي به سمت عقب متمايل مي‌شوند. در بسته نرم‌افزاري خريداري شده، بيش از هشتاد بافت انواع شخصيت‌ها وجود دارد كه مي‌توانيد در طراحي از آن‌ها استفاده كنيد. اين نرم‌افزار با قيمت 249 دلار به فروش مي‌رسد.

منبع:گروه انیمیشن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 18:7  توسط سید محمد طاهری | 
برگزارى بيست و دومين جشنواره موسيقى فجر از منظر اهالى موسيقى
ارائه موسيقى متفكر
273513.jpg
سميه قاضى زاده

خوب بود .... نه بد بود ..... بليت ها گران بود.... جشنواره هميشه خوب است... استفاده كرديم... تكنوازى ها جالب بودند....گروه شيلى چه اجرايى داشت....اين همه پول داديم،چه برنامه اى ديديم...واقعاً كه... من فكرش را هم نمى كردم كه دو كشور تا اين اندازه بتوانند موسيقى شان را با هم تلفيق كنند. بليتهاى دانشجويى مناسب بودند...منظم بود....چرا باز هم برخى از چهره هاى بزرگ نبودند، مگر قولش را ندادند؟...كار چكناواريان ديدنى و شنيدنى بود... اى... مثل هميشه... همچنين فرقى نداشت.... سخنرانى ها جالب بود...
هميشه بعد از هر جشنواره اى، آن دسته از علاقه مندان يا به قول خودشان جشنواره بروها، دور هم جمع مى شوند وبا نقل اتفاق هاى جشنواره ، ازآن ها و اجراهاى جشنواره براى خودشان خاطره مى سازند. گاه خاطره هاى خوب و گاه خاطره هاى بد... به هر حال اين نقل ها تمامى ندارد و هميشه هم شنيدنشان تازه است، حتى اگر بعد از۱۰ سال باز در جشنواره بعدى تكرار شوند، اما شنيدن نظرات آن دسته اى كه خود درگير برگزارى جشنواره اند يا در آن شركت كرده اند، چيز ديگرى است. با برخى از اهالى موسيقى صحبت كرديم و تفاوت هاى جشنواره امسال را در نسبت با سال هاى گذشته جويا شديم. برخى معتقد بودند كه خيلى بهتر بوده، بعضى هم اعتقاد داشتند كه فرقى با جشنواره هاى سال هاى گذشته نداشته ... برخى هم ....
محمد حسين ايمانى خوشخو، معاون وزير ارشاد در امور هنرى، درپايان نشست خبرى كه پس از برگزارى جشنواره در هفته گذشته برگزار شد، پيرامون اين تفاوت ها گفت:جشنواره بيست و دوم متأثر از سياست هاى فرهنگى هنرى دولت نهم بود. مهم ترين ويژگى جشنواره امسال را بايد در ارائه آثار متفاوت جست وجو كرد، چرا كه امسال ما شاهد حضور معنوى موسيقى و كارايى موسيقى در مقام موسيقى متفكر بوديم و نمونه هاى بارزى از موسيقى فاخر ايرانى ارائه شد كه جاى خوشحالى دارد. اين اتفاق هم در ارائه آثار گروه هاى داخلى و هم درمورد گروه هاى خارجى رخ داد و خوشبختانه مضامين دينى به صورت خلاقه وارد هنر ايرانى شده است.از اين نظر، چون جشنواره موسيقى توانست توانايى خود را در عرصه هاى دينى به نمايش بگذارد، شخصاً خوشحالم. همچنين بايد بگويم كه حضور كشورهاى خارجى در ايران و دعوت از آ نها از ديگر شاخصه هاى جشنواره امسال بود.يعنى ما امسال ديگر همچون سالهاى گذشته صرفاً براى آشنايى مردم با گروه هاى خارجى از آن ها دعوت نكرديم، بلكه مى خواستيم اين اتفاق به مثابه يك تبادل تجربه باشد. ما از اركستر ارمنستان دعوت مى كنيم و بعد نويسنده اى همچون سيد مهدى شجاعى داستانى را در مورد پيامبر(ص) مى نويسد و حلقه اتصال اين دو لوريس چكناواريان مى شود تا سمفونى رسول عشق و اميد را ارائه كند. موسيقى فاخر يعنى چنين هنرهايى كه ما در اجراى تلفيقى گروه شيلى به همراه نوازنده هاى ايرانى و همچنين اجراى اوكراين و گروه شمس نمونه هاى بارز آن را ديديم و اميدوارم تا اندازه اى توانسته باشيم در شناساندن موسيقى فاخر ايرانى به جهانيان كمك كرده باشيم. در بخش پژوهش و تئورى موسيقى هم امسال اتفاق هاى بسيار مباركى رخ داد. از سوى ديگر حضور معاون شوراى جهانى موسيقى در جشنواره امسال هم اتفاق بسيار خوبى بود تا شايد ما بتوانيم در آينده اى نزديك كشورمان را به عنوان پايگاهى براى هماهنگى موسيقايى كشورهاى همسايه قرار دهيم. از ديگر مسائل مهم جشنواره امسال تمركززدايى جشنواره از پايتخت بود و لذا بخش مهمى از جشنواره را در چابهار برگزار كرديم. همه اين رخدادها نشان از هدفمندى و تأثير سياستگذارى هاى هنرى در دولت نهم دارد.
كامبيز روشن روان، دبير جشنواره امسال، نيز با تأييد صحبت هاى ايمانى خوشخو بر برترى كيفيت بر كميت تأكيد مى كند و مى گويد: براى نخستين بار اين جشنواره به موسيقى نگاه كيفى داشت تا كمى،به نظر مى رسد افزايش تعداد سالن هاى اجرا، تأثير بسزايى در اجراها داشته و گروه ها كه در ۹ سالن به اجراى برنامه مى پرداختند، با خيال راحت روى سن مى رفتند و تمام سعى ما بر اين بود كه امسال در هر سالن در روز تنها يك برنامه اجرا شود. براى نخستين بار كتاب ۲۲سال جشنواره موسيقى فجر قبل از آغاز جشنواره منتشر شد.همچنين بولتن روزانه جشنواره و بروشورهاى مخصوص گروه ها به صورت رنگى و اختصاصى گروه هاى مختلف چاپ شد. درزمينه بليت فروشى ما مشكل پيش فروش بليت ها را نداشتيم و تخفيف هاى نيم بهاى دانشجويى دل بسيارى از جوانان را شاد كرد. جشنواره بيست و دوم را شايد بتوان گسترده ترين جشنواره موسيقى در طول اين سال ها نام برد.بخش جوان و پژوهشى ما هم از قدرت بالايى برخوردار بودند. حضور معاون شوراى جهانى موسيقى در ايران و اين جشنواره نيز مبارك بود. وى پس از ديدن چند برنامه جشنواره بسيار تعجب كرد كه در ايران چنين جشنواره اى وجود دارد و اين كه چطور با چنين تنوعى اين جشنواره برگزار مى شود. بخش ملل مسلمان نيز با توفيق خوبى روبه رو بود و به هر حال با توجه به همزمانى سال نوى ميلادى و جشنواره و محدوديت ما در دعوت از گروه هاى خارجى، بخش بين الملل هم با حضور گروه هاى موفقى چون شيلى با موفقيت مواجه شد. روى هم رفته جشنواره را موفق ارزيابى مى كنم.
محمدحسين احمدى رئيس دفتر شعر و موسيقى، نيز جشنواره امسال را جشنواره گروه هاى گوناگون ناميد و ادامه داد: پيش از اين هرگز جشنواره موسيقى چنين متنوع برگزار نشده بود كه هم موسيقى نواحى، اركسترها، بخش تكنوازى، بين الملل، سخنرانى و... همه جمع باشند. برنامه هايى كه هركدامشان يك جشنواره است. بخش بانوان و اختصاص يك سالن با كادر تماماً خانم از ديگر اتفاق هاى امسال بود تا بتوانيم در رعايت مسائل اسلامى نيز موفق عمل كنيم. امسال ما كمترين بليت اهدايى را به ارگان ها و نهادها داشتيم و بيشتر حاضران در جشنواره را دانشجويان، علاقه مندان و به هر حال كسانى كه بليتها را خريده بودند، تشكيل مى دادند. حضور شخصيت هاى مهم فرهنگى هنرى و موسيقايى در اين جشنواره از ديگر تفاوتهاى اين دوره با سال هاى گذشته بود. به هر حال، عزم ملى بسيج شده بود كه توانستيم موفق عمل كنيم و طبق برنامه هايى كه براى جشنواره سال هاى آتى نيز داريم، اميدوارم اين روند ادامه پيدا كند.
عليرضا قربانى خواننده اركستر موسيقى ملى ايران و گروه موسيقى «ايرانى» درمورد تفاوت هاى جشنواره امسال گفت: تلاش كرديم به بهترين نحو برنامه را اجرا كنيم .خدا را شكر با توجه به استقبال مردم از برنامه اركستر موسيقى ملى ايران و گروه جوان «ايرانى» از اجرا در جشنواره فجر راضى هستم. اگرچه باز هم كمى ناهماهنگى در بخش هاى اجرايى جشنواره وجود داشت و انگار تبديل به فرهنگ عمومى جشنواره شده است.اگرچه معتقدم كه برگزاركنندگان جشنواره به هر حال تمام تلاش خود را براى هرچه بهتر برگزارى آن مى كنند و امسال هم كردند و خوشبختانه از گروه هاى جوان شناخته شده هم دعوت شده بود. فكر مى كنم اگر افراد جديد و قوى به جشنواره معرفى نشوند، جشنواره چيزى نخواهد بود جز تكرار مكررات.
مهرداد دلنوازى، سرپرست گروه موسيقى دستگاهى دلنوازى، نيز خواستار حمايت از نقاط مثبت جشنواره موسيقى امسال شد و گفت: چون جشنواره موسيقى امسال حركتى متفاوت و روبه رشد بود، من رعايت نكات حمايتى از جشنواره و دست اندركاران آن را كاملاً ضرورى مى دانم . به نظر من، در چنين حركت هاى متعالى بايد از نقاط مثبت چنين جشنواره هايى حمايت كرد و كمتر نقاط ضعف آن را زير ذره بين برد.
وى با اشاره به اين كه به طور كلى جشنواره موسيقى امسال نسبت به جشنواره هاى سال هاى گذشته موفق تر بود، افزود: كامبيز روشن روان به دليل داشتن خصوصيات ويژه هنرى و اخلاقى به خوبى از سياست محوله دبيرى برآمده بود و من حمايت از حركت هاى مثبت وى را از وظايف خود مى دانم . مشكلات ديرينه در كارهاى هنرى با ايجاد وحدت و همدلى، نگرش به حركت هاى مثبت و كم كردن نقاط ضعف مرتفع مى شود و با بزرگ كردن نقاط منفى هميشه رويكردى منفى و مخرب پيش رو خواهد بود .
اينارسولبو، معاون شوراى جهانى موسيقى، نيز با قدردانى از دعوت وى براى حضور در جشنواره موسيقى فجر گفته است : موسيقى ايرانى از كهن ترين و تأثيرگذارترين موسيقى هاى دنياست و حتى هنرمندان غربى نيز در مواردى از اين موسيقى تأثير گرفته اند . حفاظت و صيانت از موسيقى كشورهاى مختلف بدون شناخت فرهنگ آن كشورها امكان پذير نيست .
وى با اشاره به اين كه موسيقى هاى متفاوتى در جهان وجود دارد كه از فرهنگهاى مختلف سرچشمه مى گيرد، افزود : يكى از اهداف شوراى جهانى موسيقى شناخت موسيقى هاى موجود است و سازمان هاى دولتى و غير دولتى و سازمان يونسكو بايد تلاش كنند نيازهاى انواع موسيقى برآورده شود .
ارفع اطرايى، مشاور امور بانوان جشنواره در تشريح وضعيت موسيقى بانوان گفت :يكى از بزرگترين معضلات جشنواره موسيقى فجر اين است كه هر سال تمامى عوامل جشنواره از دبيرخانه تا عوامل صحنه تغيير مى كنند و در نتيجه تجربيات عوامل كارآزموده منتقل نمى شود.اين مسأله موجب مى شود تا جشنواره تقريباً هر سال از صفر شروع كند و نتواند به آن سطح مطلوب و قابل قبول برسد.
شاهين فرهت آهنگساز نيز كه اثرش در جشنواره موسيقى فجر اجرا شد، گفت: از اجراى سمفونى پيامبراكرم (ص) كه توسط اركستر سمفونيك تهران در تالار وحدت انجام شد، استقبال خوبى شد؛ اما اركستر زمان كافى براى تمرين نداشته است. اين اثر ۴۵ دقيقه اى به حداقل ۳ماه تمرين نياز داشت و كار بسيار مشكلى بود كه البته اركستر سمفونيك تهران سعى خود را انجام داد. من از اجراى سمفونى توسط اركستر سمفونيك تهران و از نادر مشايخى براى پذيرفتن اجراى اين اثر تشكر مى كنم. وى ادامه داد: كيفيت برگزارى جشنواره يكى از مسائلى بود كه در برنامه ريزى هاى جشنواره بسيار مطرح بود. البته در كنار اين كيفيت، به مراتب از نظر كميت نيز گروه هاى موسيقى حضورى چشمگير داشتند و برنامه ها سر وقت انجام مى شد. يكى از بخش هايى كه مفيد و البته قابل توجه بود، حضور جوانان مشتاق در سخنرانى ها در ۱۰ روز برگزارى جشنواره و بحث ، بررسى و آسيب شناسى مسائل و مشكلات عرصه موسيقى بود . ازجمله محاسن برگزارى چنين نشست هايى طرح مسائل مربوط به موسيقى آوازى و ايرانى است، چراكه به نظر من آنچه در اين شرايط جاى بحث دارد بررسى مسائل و مشكلات موسيقى دستگاهى ايران و جايگاه موسيقى كلاسيك در ايران است كه بايد با كارشناسان موسيقى كلاسيك و موسيقى ايران به بحث وگفت وگو نشست و اين امكان به وجود نمى آيد مگر با برنامه ريزى درست در زمينه برگزارى چنين نشست هايى در طول سال كه اغلب با همكارى خانه موسيقى و يا وزارت ارشاد انجام مى شود.
فرهت همچنين درباره استقبال مخاطبان از بخش پژوهشى جشنواره بيست ودوم گفت:در سال هاى گذشته در بخش هاى سخنرانى جشنواره شركت كرده بودم، اما امسال استقبال بهتر بود و من از اين مسأله بسيار خرسندم و اميدوارم در آينده برنامه هاى متنوع ترى براى برگزارى نشست هاى مربوط به مشكلات درعرصه موسيقى داشته باشيم، چراكه معتقدم جوانان مشتاق در زمينه موسيقى تشنه دانستن هستند.
رامين صديقى، مديرعامل نشر موسيقى هرمس كه امسال به عنوان ناشر برگزيده موسيقى كشور معرفى شد، در مورد جشنواره امسال گفت: من اجراى گروه موسيقى شيلى را ديدم و اين گروه با اجرايى متفاوت و ارائه آثارى از آهنگسازان بزرگ چون ويكتور خارا حس نوستالژى مخاطب را قلقلك مى داد. دعوت از اين گروه در اين زمان اندك به جشنواره اقدام خيلى موفقى بود. در كل، من به بيشتر برنامه هاى پژوهشى كه در خانه هنرمندان برگزار مى شد مى رفتم كه برخى از آن ها خوب و برخى ديگر واقعاً در حد يك تحقيق مختصر دانشجويى بودند؛ در حالى كه جشنواره جاى اين نيست كه كسى بخواهد تازه شانس خود را امتحان كند. به  هر حال باز هم روى دعوت از گروه هاى بين الملل تأكيد مى كنم كه در اين تنگى وقت واقعاً گروه هاى خوبى دعوت شده بودند.
وى در مورد اين كه در اختتاميه امسال از يك ناشر موسيقى تقدير شد، گفت: از اين كه به هر حال به ديگر افرادى كه در عرصه موسيقى فعال هستند توجه مى شود، سپاسگزارم و اين نشان از رشد محتوايى جشنواره دارد.
نوشين عقيقى، سرپرست گروه موسيقى ياران نيز گفت:حضور بانوان در عرصه موسيقى همواره در نوعى خاموشى به سر برده، اما خوشبختانه از آنجا كه آقاى روشن روان، دبير اين دوره از جشنواره، خود از اهالى موسيقى و آشنا به مسائل ومشكلات موسيقى و البته موسيقى بانوان است. به خوبى توانست از پس جشنواره بين المللى موسيقى برآيد و جز در مواردى با مشكلى مواجه نشديم. امسال هريك از گروه هاى موسيقى حرفى براى گفتن داشت و اميدوارم سال به سال گروه ها با كيفيت بهترى در مناسبت هايى مانند جشنواره موسيقى و يا مناسبت هاى مختلف حاضر شوند.
وى در ادامه به كيفيت گروه هاى موسيقى ويژه بانوان در جشنواره اشاره كرد و افزود:تنوع در اجرا يكى از ويژگى هاى اين دوره از جشنواره بود. در بخش بانوان، تمام گونه هاى موسيقى پاپ،محلى،سنتى و عرفانى وجود داشت. جدا از مسائلى كه مربوط به حوزه دبيرى جشنواره، مى شد، بيست ودومين دوره از جشنواره موسيقى فجر از نظر اجرايى ضعف هايى نيز داشت. تالار فرهنگ قديمى ترين سالن مربوط به، موسيقى را با كمترين امكانات و بدون كوچكترين تبليغات به بخش بانوان اختصاص داده بودند و از سوى ديگر، هيچ تسهيلات ويژه براى ديدن فعاليت گروه هاى موسيقى حاضر در جشنواره براى اهالى موسيقى قائل نشده بودند و من مجبور شدم براى همكارى با گروه موسيقى ياران به سرپرستى افليا پرتو بليت تهيه كنم وبه سالن بروم و متأسفانه به دليل نبود سهميه ويژه ويا تخفيف نتوانستم كار گروه هاى ديگر را ببينم . گمان مى كنم مسئول تمام اين كاستى ها مسئولان جشنواره موسيقى فجرهستند، ولى درنهايت عادت كرده ايم كه قانع باشيم. كيوان ساكت نوازنده تار و سرپرست گروه موسيقى وزيرى، يكى از گروه ها شركت كننده درجشنواره موسيقى فجر امسال، در مورد تفاوت هاى جشنواره امسال در مقايسه با سال هاى قبل گفت: در هر جشنواره اى نقاط مثبت و منفى وجود دارد كه من برخلاف نظر عده اى در ابتدا نقاط مثبت و جشنواره موسيقى امسال را بيان مى كنم. وى افزود: درجشنواره امسال، با رويكردى جديد وكاملاً مثبت، در هر سالن به جاى اجراى دو تا سه كنسرت تنها يك اجرا داشتم كه اين به رفع آشفتگى در برنامه ها و بالا بردن سطح كيفى اجرا گروه ها كمك شايانى كرده بود و در همين راستا چاپ بروشور همراه با عكس گروه ها كمك زيادى به تبليغ اجراها ومعرفى برنامه ها كرد. وى يادآور شد: شركت دادن گروه هاى دسته ۲ و ۳ در بخش موسيقى ملل كه از سطح كيفى و هنرى بسيار پائينى برخوردار بودند و كمترين مخاطبان را نيز در طول برگزارى جشنواره داشتند، از نقاط ضعف جشنواره امسال بود. همين گروه هاى ضعيف خارجى با اجراى پائين بيشترين هزينه جشنواره را به خود اختصاص داده بودند كه بهتر بوداين هزينه ها براى بهبود سطح كيفى برنامه هاى داخلى صرف مى شد .
ساكت با اشاره به اجراى ضعيف گروه هاى شيلى و پاكستان گفت:متأسفانه، در بخش اجراهاى داخلى هم گروه هاى ضعيفى شركت كرده بودند كه به هيچ عنوان در حد و اندازه  اجراهاى جشنواره اى نبوده اند. البته محدوديت زمانى در اجراى برنامه هاى موسيقى در تئاتر شهر به دليل وجود مسائل واضح و عجله براى اجراى گروه هاى موسيقى نيز تأثير نامطلوبى بر بخش اجراى موسيقى دستگاهى گذاشته بود.
 
منبع: ایران

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 12:22  توسط سید محمد طاهری |