![]() |
![]() |
|
| معرفی هنرمندان جوان در کنار اساتید هنر ایران زمین |
|
"حسین ضیایی" کارشناس انیمیشن در چهاردهمین نشست "سفری با انیمیشن" گفت : فرهنگسازی برای پرورش مخاطبان و افزایش میل به دیدن انیمیشن از ضرورت های این حوزه است . به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی ، این کارگردان انیمیشن خاطر نشان کرد : انیمیشن ایران برای رسیدن به جایگاه شایسته خود نیازمند به تبادل آرای هنرمندان این حوزه و مخاطبان دارد تا تولید بر اساس نیاز مخاطبان صورت گیرد. در پانزدهمین نشست سفری با انیمیشن فیلم "افسانه کنشین" با حضور ضیایی و امیر محمد دهستانی کارگردان و مدرس انیمیشن در سینما فرهنگ تهران به روی پرده رفت. ضیایی در ادامه گفت : انیمیشن افسانه کن شین درباره شخصیتی است که در سده 17 میلادی زندگی میکرده و بسیار مورد توجه مردم کشورش است جنگجویی که چند فیلم و مجموعه تلویزیونی درباره وی ساخته شده و به نوعی نمایانگر بخشی از تاریخ کشور ژاپن است. وی به جنبه های تکنیکی فیلم اشاره کرد و ادامه داد: افسانه کن شین از محصولات مطرح دنیای انیمیشن است که به زعم من تولید آن بسیار سخت و از عهده هر کسی بر نمی آید. "امیرمحمد دهستانی" نیز در ادامه نشست خاطر نشان کرد: در انیمیشن ایران به نوعی سیستم تفکیک افراد بر اساس شناخت توانایی ها و توزیع مناسب رشته های این حوزه بر اساس این تواناییها دیده نمیشود، همچنین در جامعه نیز زمینه شناخت و هدایت استعدادها به این حوزه فراهم نمی شود، درواقع بسیاری از افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند به صورت اتفاقی وارد شده اند. وی به شکست قواعد زمانی در فیلم افسانه کن شین اشاره کرد و افزود: سینما رسانه ای است که در زمان تصرف می کند و با استفاده از تمهیدهای مختلف زمینه تاثیرگذاری وقایع را فراهم می کند که این نوع تصرف هنرمندانه در زمان در این فیلم به خوبی نمایش داده می شود. وی ادامه داد: فیلم اگرچه بخشی از تاریخ کشور ژاپن را تصویر می کند اما ما با تاریخی زاییده از تفکر هنرمند رو به رو هستیم و به نوعی فیلم قصد ندارد در تاریخ نگاری به تاریخ مکتوب واقعی منحصر شود.
منبع: پیلبان انیمیشن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:26 توسط سید محمد طاهری |
|
:: مالنا / Malena ::
منبع:www.cinetmag.com
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 20:8 توسط سید محمد طاهری |
|
|
هنرمندان گرامی
گروه فرهنگی مهروماه در راستای گسترش اهداف و برنامه های خود در معرفی هر چه بیشتر استعدادهای هنری عضو می پذیرد. آثار هنرمندان عزیزی که جزو اعضای این گروه قرار دارند با رعایت تمامی اصول کپی رایت در سایت رسمی گروه و در گالری شخصی خود هنرمند جای خواهد گرفت و به جهانیان ارائه خواهد شد. هنرمندان عزیزی که مایل به عضویت هستند موارد زیر را به آدرس ایمیل گروه مهروماه: بفرستند: ۱. یک عکس از شخص هنرمند ۲. عکس آثار هنرمند( در مورد رشته های موسیقی و انیمیشن نمونه فایل های صوتی یا تصویری) ۳. شماره فیش پرداختی به مبلغ۱۰۰۰۰ تومان به شماره حساب ۱۵۳۱۷ بانک کشاورزی شعبه آذر قم به نام سید محمد طاهری ۴. بیوگرافی و سوابق هنری پس از دریافت موارد فوق حد اکثر تا ۴۸ ساعت بعد از آن آثار شما بر روی سایت قابل مشاهده می باشد. آدرس سایت مهروماه: http://www.mehromaah.com |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 19:18 توسط سید محمد طاهری |
|
|
پس از ورود ويولن به ايران در اواخر عهد ناصري و آموزش آن توسط موسيو دوال فرانسوي به عنوان اولين مدرس ويولن در ايران، فراز و فرودهايي بر اين ساز رفت تا به دست كلنل علينقي وزيري رسيد. اين شخص تحصيلكرده و آگاه بر اصول موسيقي تحولاتي در نحوه آموزش و نواختن اين ساز به وجود آورد كه حاصل آن ظهور چهره هاي فراوان و نوازندگاني قابل گرديد كه از برجسته ترين آنها به ترتيب مي توان ابوالحسن خان صبا، حسين خان ياحقي، رضا محجوبي و... را ياد كرد. اين بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسيقي ايراني) با تحمل مشقات فراوان و در آميختن خلاقيت خود با اندوخته هاي گذشته، فصل جديدي در سير تحول ويولن در ايران به وجود آوردند و هر يك برگزيدگاني از مكتب خويش به جاي نهادند كه در اين بين شاگردان مكتب صبا و ياحقي كه بعضا هر دو استاد را تجربه كردند به دليل فراگيري آموزه هاي هر دو مكتب (شيوه غربي در مكتب صبا، شيوه ايراني و شيرين نوازي در مكتب ياحقي) به جايگاه قابل توجهي دست يافتند. برجسته ترين نوازندگان اين نسل عبارت بودند از: علي تجويدي، مهدي خالدي، همايون خرم، حبيب الله بديعي، پرويز ياحقي، اسدالله ملك و... در اين مقال مروري اجمالي خواهيم داشت به پرويز ياحقي و آثار و احوال او.
پرويز صديقي پارسي (۱۳۱۶- تهران) يكي از چهره هاي بي بديل موسيقي ايراني است كه نامش با ويولن عجين شده، چنانكه نسل قبل و حتي بعد از انقلاب با شنيدن نام ويولن، بلافاصله نام پرويز ياحقي به ذهنشان متبادر مي شود و اين امر از تأثيرگذاري اين شخص بر ذهن سطوح مختلف جامعه حكايت مي كند. او چنانچه خود مي گويد در كودكي حسب مقتضيات شغلي پدر به همراه خانواده به لبنان سفر مي كند و پس از گذشت مدتي كوتاه و به دليل دور بودن از معشوق جاوداني اش ويولن به حالت احتضار مي رود كه با توصيه پزشكان، خانواده اش تسليم خواسته وي شده و او را به ايران مي فرستند تا در كنار دايي هنرمندش حسين خان كسب فيض كند. پرويز با تلمذ در مكتب نه تنها هنرمندپرور، بلكه انسان پرور حسين خان و ابوالحسن صبا و تلفيق نبوغ ذاتي، خلاقيت و استعداد شگرف خويش با اين داشته ها هر چه سريع تر پله هاي ترقي را پيمود تا جايي كه در همان سنين جواني در برخي اركسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها به او سپرده مي شد (كه خود نشان از خارق العاده بودن اين جوان داشت). اين سير صعودي با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هايي جاودانه، تنظيم، تكنوازي و همنوازي هاي فراوان در كنار بزرگان موسيقي آن زمان به بالاترين درجه خويش رسيد و او را به عنوان يك نوازنده صاحب سبك به جامعه معرفي كرد. سبكي كه انحصاراً مال او و زاده خلاقيت، تكنيك، احساس و نوآوري هاي خود او بود و مقلدان فراواني نيز پيدا كرد كه از آن جمله مي توان: مجتبي ميرزاده، سياوش زندگاني، بيژن مرتضوي، جهانشاه برومند و... را نام برد كه هر يك در نوع خود نوازندگاني مطرح هستند، اما همگي به نوعي مستقيم يا غيرمستقيم از اين بزرگوار تأثير گرفته و انشعابات اين سبك محسوب مي شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هيچ گاه نتوانستند در بروز اين حس استقلال كامل نشان دهند. در سبك پرويز ياحقي با كثرت تكنيك و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد مي كنيم: ويبر، مالش و گليساندوهاي گوشنواز و شيرين، استفاده به جا از پوزيسيون هاي مختلف، اجراي تريل هاي قدرتمند و سريع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پراني هاي متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزديك كردن آرشه به خرك در حين آرشه كشي، استفاده از پيزيكاتو در قطعات ضربي و نهايتا استوار بودن بخش اعظمي از نوازندگي، مانور و خلق ملودي روي سيم هاي بم كه اين يكي نقطه عطف و بهتر بگوييم نگين انگشتري سبك ياحقي محسوب مي شود، زيرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هيچ كس تا به اين حد از سيم هاي بم استفاده نمي كرد و اساسا قادر به خلق ملودي زيبا و محرك احساس برروي سيم هاي ۳ و ۴ نبود و در واقع او را مي بايست احيا كننده سيم هاي بم ويولن ناميد. چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ هاي ساخته او كه شروع و پايه آنها از سيم هاي sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نيز در همين محدوده مي باشد، گواه اين مدعاست. لازم به يادآوري است كه برخي قطعات او با كوك هاي مخصوص و برخي ديگر با كوك افتاده نواخته مي شود كه اين دو كوك و به خصوص افتاده (به معني همصدا بودن دو سيم در كنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسين خان ياحقي و مختصات همين مكتب و سبك است كه بعدها توسط ديگران نيز مورد استفاده قرار گرفت). اين روح بي قرار و ناآرام كه فراز و فرودهاي زيادي را در طول دوران حياتش سپري كرده و از قضا جفا هم زياد ديده، وقتي به جان ساز ريخته شده و با ويولن درمي آميزد، با اشرافي كه بر رديف موسيقي ايراني دارد، از دل اين درياي بي پايان اصواتي را بيرون كشيده و خلق مي كند كه وجود هر شنونده را مسحور هنر خويش كرده و او را به دنياي ديگري رهنمون مي سازد. او همچنانكه خود مي گويد با ساز زدنش زندگي خويش را روايت مي كند و در واقع راوي زندگي خويش است. اوراق دفتر تاريخ موسيقي مان را كه ورق بزنيم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته اي برخورد مي كنيم، اما معدود كساني در اين جمع وجود دارند كه هر دو هنر، يعني آهنگسازي و نوازندگي را آن هم در حد اعلا تواماً در خويش جاي داده باشند و بي شك يكي از يكه تازان اين ميدان، پرويز ياحقي است. وي به لحاظ خلق و خو و شخصيت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وي، يك نمونه كامل و چكيده راستين مكتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسين خان) است و هنر والاي او جلوه اي از ذات ناب اوست كه بر پرده ساز ميخرامد و با جلوه گري دل مي ربايد. او از ساليان دور تاكنون رابطه بسيار صميمي با ساير هنرمندان اين خاك و بالاخص موسيقيدانان داشته و حتي با نوازندگاني كه به نوعي رقباي او به حساب مي آمدند (بديعي، خرم، ملك و...) دوستي نزديك و رابطه احساسي عميق و عاطفي داشته و دارد (چيزي كه متاسفانه در عصر حاضر كمتر با آن برخورد مي كنيم). مروري بر پرونده هنري او نشان مي دهد كه يكي از اركان برنامه گل ها بوده كه با همنوازي در كنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان چه زن و چه مرد كه بعضي از آنها را خود او به اين عرصه آورده بود، ساختن آهنگ هاي ماندگاري همچون: بيداد زمان، مي زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاري)، غزالان رميده (شوشتري و همايون)، آهنگ زيباي او در چهارگاه با مطلع: [آن كه دلم را برده خدايا زندگيم را كرده تبه گو...]. (گل هاي رنگارنگ شماره ۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظيم زيباي زنده ياد جواد معروفي و آهنگ هاي ديگري كه مجال نام بردن از آنها نيست، افراد بسياري را به موسيقي ايراني علاقه مند كرده كه حتي به رغم گذشت ساليان متمادي بر اين آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نيك است بدانيم بخش اعظمي از اين آثار حاصل هم نفسي ۵۰ ساله با ترانه سراي معاصر استاد بيژن ترقي است كه از همين جا آرزوي طول عمر توام با سلامتي برايشان داريم. اگر به زمان ساختن اين آهنگ ها و سال هاي فعاليت ياحقي توجه بكنيم، درمي يابيم در برهه اي كه وجود موسيقي هاي مبتذل و كاباره اي و... موسيقي اصيل ايراني را تهديد مي كرد و به حاشيه مي راند، او يكي از خادمان و پاسبانان اين موسيقي بوده كه هنوز هم پس از گذشت بيش از نيم قرن همين خط سير را دنبال مي كند و اخيرا چند كار از تكنوازي ها و كارهاي بدون كلام او منتشر شده كه حاصل گوشه نشيني سال هاي اخير اوست و در اين آثار، اندكي تغيير فرم و تبعيت احساس را از عوامل اجتماعي و شرايط محيطي و روزمره مشاهده مي كنيم. وي با نواختن سه تار نيز كاملاً آشناست و در صدابرداري هم يدي طولايي دارد و كارهاي زيادي را صدابرداري كرده، چه از آثار خود و چه ديگر نوازندگان و دوستان هم روزگارش و هم اكنون نيز براي ضبط كار به دليل تكلف ها و هزينه هاي فراوان استوديوها و ساير مشكلات در منزل خود به اين كار مشغول است. در نظر بگيريد تهيه دستگاه هاي حرفه اي صدابرداري، ميكروفون هاي مخصوص و ساير آلات و ادوات را با هزينه شخصي و در منزل و مقايسه بكنيد آن را با شرايط قبل از انقلاب كه راديو در اختيار موسيقيدانان بود و براي ضبط كار اصلا دغدغه اي وجود نداشت، سپس خود بخوانيد حديث مفصل از اين مجمل كه چرا آثاري همانند آثار گذشته از قبيل برنامه هاي تكنوازان، گل ها و... ديگر تكرار نمي شود؟ منبع: همشری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 18:57 توسط سید محمد طاهری |
|
|
حميد شانس، هنرمند مجسمهساز ايراني دربارهي مجسمهسازي دههي 40 ايران در گالري تهران سخن گفت. به گزارش خبرنگار تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي معتقد است: دربارهي مجسمهسازي دههي 40 بيش از مجسمهسازي دههي 50 ميتوان صحبت كرد؛ چراكه داراي ويژگيهايي است كه ارزش دوباره نگاه كردن را دارد. شانس با طرح اين پرسش كه آيا با تعداد كمي مجسمهسازي كه در اين دهه وجود داشتهاند و با تفاوت عجيب كارها و سبك كاري آنها، بخشي را بهعنوان معاصر از ديگر آثار ميتوان تفكيك كرد؟ اظهار داشت: معاصر يعني چه؟ چرا امروزه بر آن تاكيد ميشود و اگر سه تا چهار دهه از مجسمهسازي گذشته است، آيا بايد گفت عصر مجسمهسازي يا مجسمهسازي معاصر و يا آيا بايد لغت معاصر را به معنايي كه امروزه بهكار ميرود، بپذيريم. شانس افزود: اصولا مفهوم معاصر خود مشتقشده از نگاه كليتري به مفهوم دوران يا عصر است كه مرحلهاي تاريخي را ميگويند كه با ويژگي معيني، آنرا ميتوان متمايز كرد. آن ويژگي پتانسيل آنرا دارد كه مجموعهي مختصات رفتار انساني و تاريخي در آن عصر را مشخص كند و كليد ورود و قابليت اصلي براي درك انسان دورهي خود در رابطه با فرهنگ، رفتار، ارتباطات و... باشد. وي افزود: در يكي دو قرن اخير در جريان مدرنيزم و مدرنيته، لغت "معاصر" باب شده است و معاصر كسي است كه در دوران كنوني زندگي ميكند. وي اعلام كرد: چگونگي معرفي واژهي معاصر معنا و مفهوم را بهطور كلي تغيير خواهد داد، در دهههاي 20، 30 و 40 استاد صنعتي مجسمه ميسازد، در دهههاي 30 و 40 نيز پرويز تناولي مجسمه ميسازد كه آثار آنها بهشكل عظيمي متفاوت است. وي گفت: لغت معاصر كه ورود آن به مشروطيت بازميگردد، با لغت تجددخواهي وارد ايران شده است كه سعي ميكند، نگاه تازه و نويي را جايگزين رفتار سنتي كند و از دوران كمالالملك درگيري سنت و بدعت، به مفهوم معاصر مربوط ميشود. وي بيان كرد: از لحاظ لغوي گاهي استفادهي متفاوت از ويژگيها و گرايشها، بازي با كلمات بهشمار ميآيد؛ اما ويژگي به معناي خصوصيات ويژه و منحصربهفرد و متفاوت يك قضيه است كه در آن انحصار اهميت دارد؛ اما به همين دليل، به جريان عمومي فكر نميكند، برعكس در گرايش، ويژگيها و خصوصيات قضيه در طول زمان از قطبي به قطبي و از حالتي به حالتي ديگر تغيير شكل و رفتار ميدهد. وي اظهار داشت: از آنجا كه جامعهي ايراني دايم درحال دگرديسي و زايش مداوم سخت و فرسودهكننده و متفاوت بوده است، براي درك مجسمهسازي، نگاه به گرايشها، اهميت بيشتري از ويژگيها ميتواند داشته باشد. وي افزود: جريان عمومي مجسمهسازي در پنج يا شش سدهي اخير، از جريان عمومي نقاشي و هنر تجسمي جدا نيست و جرياني كه در ابتدا وارد كشور ميشود و بار تغيير را برعهده ميگيرد، نه مجسمه و گرافيك، بلكه نقاشي است. وي گفت: در سال 1289 مدرسهي صنايع مستظرفه بهوسيلهي كمالالملك با ادعاي تغيير كيفي در نقاشي پديد آمد و اين آغاز جريان امروزي شدن نقاشي بود. وي تصريح كرد: اين جريان، جريان هنر رسمي آكادميك را در ايران شكل ميدهد كه ايراني نيست و تجددخواهي در آن است، اما آكادميك است. اين جريان بهطور ناقص وارد ايران ميشود، هيچكدام از اصول بنيادي را بهكار نميگيرد، با يك ناتواليسم سطحي تركيب ميشود و شيوههايي از احساسات رمانيك در آن است كه قابل مقايسه با جريان وسيع هنر كلاسيك اروپا نيست. وي تاكيد كرد: جريان هنر پس از دههي 20 تغيير بسياري مييابد؛ زيرا پس از شهريور سال 1320 و سرنگوني رضاشاه و روي كار آمدن محمدرضا، دههي عجيب و غريبي پديد آمد. وي اعلام كرد: در اواخر دههي 20 هنر مدرن تثبيت ميشود، دههي 30 چالش هنر مدرن با هنر ناقص آكادميك است و دههي 40 را پيروزي هنر مدرن بر هنر آكادميك ميتوان دانست. وي بهطور خاص دربارهي مجسمهسازي، گفت: دههي 20 دههي اشتياق قشر روشنفكر، دههي 30 دههي چالشها و دههي 40 دههي تثبيت است. وي به نقل از محسن وزيري گفت: كمالالملك را بهخاطر محدوديت زماني كه بدون شك موجب محدوديت فكري و بينش ميشود، ميتوان تبرئه كرد؛ اما بخشودن دانشجويان او منطقي نيست. وي در پايان به نمايش آثاري از ابوالحسنخان صديق و پرويز تناولي پرداخت و به دورهي روشنفكري در دههي 40، تعريف روشنفكر در جامعهي سنتي و مدرن، نقش هنرمند بهعنوان روشنفكر و بررسي ريشههاي روشنفكري و هنر مدرن در ايران اشاره كرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 18:30 توسط سید محمد طاهری |
|
دوستان گرامی برای اینکه از برنامه اکران جدیدترین فیلمهای سینمایی جهان در سال ۲۰۰۷ آگاه شوید به این لینک مراجعه کنید: http://movies.yahoo.com/feature/comingsoon.html;_ylt=Ai2QfrtotFrhY7GN3p0IVe1fVXcA |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 18:37 توسط سید محمد طاهری |
|
|
استودیو انیمیشن مهر و ماه از آغازین روز دی ماه فعالیت خود را شروع نمود.
این استودیو در آغاز کار خود با تخصص انیمیشن دو بعدی و با شروع تولید یک فیلم کوتاه به طور رسمی کار خود را آغاز نمود. دوستان و علاقه مندانی که در یکی از موارد زیر دارای مهارت و تخصص می باشند می توانند ما را در جریان قرار داده تا در پروژه های مختلفی که استودیو در برنامه کار خود لحاظ نموده از تخصص این عزیزان استفاده شود: ۱.انیمیشن ۳ بعدی با استفاده از نرم افزار 3D MAX و یا MAYA ۲. طراحی بینابین و کلید. ۳.دسن (دورگیری با قلم مو) ۴.طراحی پس زمینه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 18:12 توسط سید محمد طاهری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سید محمد طاهری
کارشناس نقاشی از دانشگاه یزد دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد انیمیشن دانشگاه هنر تهران مدیر گروه فرهنگی هنری مهروماه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|